|
ایستگاه علافی |
دل من تـنها بـود ، دل من هرزه نـبـود ... دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا به کجا ؟! معـلـوم است ، به در خانه تو ! دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن دیوار و دری ، که تو هر روز از آن می گـذری . دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغـچه بـود که تو هر روز به آن می نگری راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!!
قربونتون بشم بوس بوس بوس بااااااااااااااااااااااااااااااااااااای تا ...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 18:18 توسط معین ستاره جون
|
همین
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 16:19 توسط معین ستاره جون
|
خدایا تو طبیب دل دیوانه ی من هستی!!!
سلام بی سلام : اعصابم خورده خورده خورده اخه خدا.................................................... قربونت برم من دیگه بسمه مگه من چی کار کردم فقط واسه اینکه حرفمو میزنم بچه پروییم واسه اینکه هرچی اتفاق واسم میفته تعریفش میکنم بچه پر حرفیم دیگه میخوام لال شم دیگه حرف نمیزنم میرم تو لاک خودم نمیدونم چرا همیشه بقیه خوبن خوا هرا ممود مریمو لیلا ی بی شعور نفهم بدبختی اینه که هر چی ادم سر به کار خودش باشه بیشتر بهش گیر میدن بابامن ادمم ها چرا همیشه من بید از نازنین یاد بگیرم خوب نازنین از من یاد بگیره دیگه نمیخوام گریه ام کنم صد فعه میگم نازنین جون من که باها ت حرف میزنم یا ی خور ده ازیتت میکنم اینقدر بلند داد نزن که مامان بابا فکر کنن چی کارت کردم من از همشووووووووووووووووووووووون بهترم اصلا من تکم تک ستاره دیگه ام فقط خودمو خودم خواب دیدم شبی رهگذری می اید شب دلتنگی مرا سر زده می اراید میرسد تا که پش از اینهمه دلتنگی ها گره از بغض غزلهای ترم بگشاید بگشاید این همه شور که در زهن غزلهای من است بوی یاسی است که از هرم تنش میاید غزلم نذر نگاهت مددی چندیست که مرگ دارد تن خود را به تنم میساید چه پستی شد این پست هر چی از فکرم گذشت نوشتم همین که خودمو راحت کردمو اومدم تو اتاق تا کسی اشکامو نبینه بهم گیر نده واسم بسه فقط وایسا این امتحا نا رو بدم خیالم راحت بشه دیگه هیچی از صبح رفتم دنباله دوسالانه زبان مگه گیر میاد تو این کتابخونه ها به سلامتی زبان امسال هم هماهنگ لعنت به پیش دانشگاهی و معلماشو مدیرش مخصوصا اون مدیر پاچه گیرش(زند) من اخر تا اخر سال ی بلای سر این موجود کثیف میارم فقط دبر زبانمونو دوست دارم واقعا چه ادم روشن فکر جالبیه خوش به حاله بچش مهان این به خاطر تو اقا پویا ...........................................................................................
فعلا خدایا کمکم کن نجاتم بده راحتم کن همین.................................................................................................................................. ذت زیاد
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 19:28 توسط معین ستاره جون
|
پروردگارا وصالت را :
شکرانه وار ،دیوانه وار، عاشقانهچشم به را نشسته ام! سلام سلام به کی ؟ سلام به هر کی که بخونه سلام به خودم که هر وقت بزرگ بشم اینا واسم بشن خاطره میدونی هروقت میخوام بیام اپ کنم حسش نی حسشم باشه کا میم خرابه کامیم درست باشه حسشم باشه درس دارم دیگه حالم ار هر چی درس بهم می خوره اصلا لعنت به کسی که این دیفرانسیل و فرمولاشو سزی و حد دنباله رو کشف کرد دیگه به اینجام رسیده نه اینجا ی اینجا ها دقیقا اینجا اها درسته همینجا میزون، میزونو چه جوری مینویسن اینهمه درس بخونم (اره جونه عمت می خونیم) اخر عاقبتمون بشه مثله این دانشجو ی که الان براتون میگم که ایشاااااااااااااااااااااااا الله کسی به این حالو روز نیفته ۳
۲
۱ داستان ما داستان يك دانشجو است كه توانست در 5 ترم فارغ شود، ترم اول: خوشحالي- شادي- قبول شدم- «تبريك»- كيف سامسونت- كلاس گذاشتن- خودبزرگ بيني- اعتماد به نفس كاذب- بحث سياسي، فرهنگي- آدم حسابي- فرهيختگان جامعه- نخبگان مملكت- آينده سازان كشور- روزنامه- جزوه- كتاب- درس- نت برداري- حضور، غياب- صندلي رديف اول- سرچ تحقيق در سايت گوگل- اميد به آينده- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه خيلي خوبه!" ترم دوم: سلام- خوبي؟- دختر،پسر- اكبري- صالحي- احمدي- اين خوبه- اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غياب- آيينه- آب شونه- عطر- ادكلن- آينه- گرفتن جزوه- صندلي رديف وسط- بازم سلام- چت- اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نيست!" ترم سوم: تريپ پروانه اي- ندا- كافي شاپ- قرار- نيومد-قرار- ايندفعه اومد- ضدحال- رفت(به همين راحتي!)- غصه- دلتنگي- افسردگي- دوست بد- سيگار- كلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم- تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" ميگذره!" ترم چهارم: مخ زدن- نگين- افسانه- آرزو- الميرا- رديفه!- خونه[ ]- سيگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بي خيالي- غيبت- غيبت- غيبت- صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ مي زنه:"پسرم خوبي؟!" ترم پنجم: خواب- بيداري- خونه- سيگار- بي حوصلگي- زغال خوب- شيشه- تبديل شدن به يك رفيق ناباب براي بقيه- خواب- بيداري- خونه- شيشه- بي حوصلگي- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ... – نه انگار بيدار بشو نيست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:"بياين،بچه تون رو ببرين!" و اينگونه بود كه اين دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ... البته از زندگي!!
+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:16 توسط معین ستاره جون
|
آمده ایم تا بگویم: برای آمدنت از با غ قلبمان گلهای سرخ و سفید چیدیم ودسته گل محبتمان را نثار قدومت كرديم امديم تا در تاریکترین وظلمانی تریم عصر فریاد بزنیم وپاسخ((هل من ناصر ينصرني)) تو را بدهیم و از تکرارغریبا نه عاشور عصرمان جلو گیری کنیم
اي خدا كاري نما ادم شويم از پليدي خارج ونادم شويم يار مخمور امام منتظر مهدي صاحب زمان قائم شويم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:26 توسط معین ستاره جون
|
از کودکی عاشقت بودم خدایا
سلام بلاخره بلاگفا مارو طلبید تا بیایم ی اپی بکنیم اخه مگه مدرسه میزاره ادم یزره به کاراش برسه (بگو اخه دختر مگه کاری غیر از مدرسه هم داری) خوب حالا اینا رو ول کن بزار برم سر اصل مطلب (ضد پپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپسر. قند عسل) من که دیگه خسته شدم به خدا کم اوردم اصلا کم اوردم(نخیرم ستاره هیچ وقت کم نمیاره) میخوام از این داداشه که خفن گیر سه پیچ میدن به ادم بگم اخه یکیشو دارم وااااااااااای نمیدونم این پسره چرا اینجوریه چرا اینقدر به من بد بخت (دور از جون)گیر میده مانتو ت چرا اینجوره کفشت چرا این رنگیه روسریت چرا کرمیه چرا عطر میزنی چرا کیفت این مدلیه اخه خدا کدو پسری به کار خواهرش اینقدر کار داره که این داداش ما کار داره با لوازمو تحریر خریدن منم کار داره اصلا فک میکنه تو این طایفه ما کسی هیچ کاری نداره فقط منطزرن منتذرن منطظرن یا شایدم منتظرن که من ی لباس بخرم اونوقت فقط از لباس من ایراد بگیرن یکی نیست بگه بابا مگه مردم بیکارن اخه اگه لباسامم مثله این دختر جلفه تو خیابون بود که ادم میبینشون باید کفاره بده ی چیزی اخه مشکل اینجاست که اینجوری هم نیست نمیدونم چرا مردم به چشماش خوب میان ولیییییییییییییییییییی ما................. حالا وایسا دوروزه دیگه زنشو میبینیم (فعلا که زن نداره) اساسا پسرا همشون اینجورین وای که چقدر مغرورن و خود راضی همش غر غر میکنن همش گیر میدن یکی نیست بگه برو از این داداشا مردم یاد بگیر پسسسسسسسسسسسسسر بسه دیگه پسسسسسسسسسسسسر پسسسسسسسسسسر اخه تا کی خوب اگه من ی دو سال از تو بزرگتر بودم که میتو نستم حالتو بگیرم (زروش به ضعیفه میرسه) به خدا می خوام منفجر شم اعصابم خورد شده دیگه خسسسسسسسسسسسسسسسته شدم دیگه بسه البت پسر خوب هم پیدا میشه مثل تمام داداشای گلم من به مرگم راضیم اما نمی اید عجل بخت بد بین از عجل هم ناز میباید کشید
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:8 توسط معین ستاره جون
|
پرستشگاه ابديت را خواهم يافت"آري خدا
تابستونم رفت هيچ غلطيم نكرديم (دور از جونم) بزار از سر صبح بگم اقا ما ساعت 6 بيدار شديم و يادم افتاد كه امروز چه روز مزخرفيه يچرتي زديم تا دستشويي خلوت بشه بريم دستو صورته خوشگلمو بشورم خلاصه حاضر شديمو لباس فرم مدرسه رو پوشيديم كه را هي زندان گوانتانامو بشيم ديروز من به تو تا از اين رفقا گفتم فردا صبح بياد سراغم تا با هم بريم چش در اومده ها نيومدن من تا 8 خونه موندم ميخواست وايسم با بابام برم ديدم داداشم با ماشين جيم شد بعد يهو ي بلاخره تا ميدونم نزديك خونه پياده رفتم از ميدونم دمش گرم شانس با حال كه داشتم ي تاكسي داشت ميومد من پريدم اينور (البت نه تاكسي مرسي ها پولشو دادم) رفتيم تا مقصد پياده شديم همچين مقصد مقصدم نبود ها بازم كلي راه بايد مي رفتم اونقدر رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم تارسيدم اينقدر كوچيكه كه نگو منم غرييييييييييب تنها بي كس تو اين شلو غياي شهر( ببخشد جو گرفتم) ولي خدايش زيييييييييييييييييينگ زندانيا ازاد شدن ی خورده دیر شد ولی گفتم خاطره روز اولیه رو نزارم حیفه فعلا ذت زیاد
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 18:4 توسط معین ستاره جون
|
تو را مي جويم
ديشب كه نبودی تمام پنجره های كلبه ام غبار بي كسي گرفتند.
ای نور شبهای بي ستاره ام!ای ماه شبهای تنهایی ام!
دلم در عطش مه ها و نيلوفرها مي سوزد.
تو كه ماه شبهای مني، ببار و دل تشنه ام را سيراب كن.
ميان تنهایی نيلوفرها، ميان رازو نياز عاشقانه ی شقايق ها، دلم در التهاب تپش
پنجره های كلبه ام چه بي صدا فرياد مي زنند و نگاهم در انتظار بارش باراني از رحمت تو
چه بي صدا پلك بر هم مي گذارند.
من به تنهایی دلم خو گرفته ام، مي دانم كه تو درمان درد خستگی و گريه های مني.
ای درمان همه درد! ای نوش داروی همه درد! ای زلال همه عطش ها! تو را مي خوانم.
تو را مي جويم از انتهای عاشقانه ترين ترانه های دلواپسي، گوشه به گوشه ی قفس دلواپسي ام
تو را مي خوانم.
دلم را بنواز، دستم را بگيرونگاهم را به اوج آسمان هایی كه هر چه پرستوی عاشق پر مي زند برسان.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 17:21 توسط معین ستاره جون
|
من خاك خاق اين دست را بوسه خواهم زد
با سلام اكنون كه كيبورد در دست گرفته ام و مي خواهم اولين پست را بنويسم وقلب سفيد مانيتور را به سيا هي بكشم ........................................ ( اه اه اه بگذريم . اين اولين پست ماست البته ماست كه چه عرض كنم اق پويا كه اصلا انگار نه انگار/////////// بي خيال نميرم خودم خودم اپش ميكنم ولي ي چيزي خدا وكيلي نظر بدين ها در ضمن من كه حس عاشقا نه نوشتن ندارم هر چي چرت و پرت گيرم بياد ميريزم توش البت نه دزدي ها خوب ديگه ساعت يك نصفه شبه واسه امشب كا فيه منتظر نظرات گرم شما دوستان گرام هستم (اهههههههههههم)
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:45 توسط معین ستاره جون
|
|
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ همه چی ردیفه فعلا بسه دنیا ... دیگه بسه... به تو مربوط نی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فردا دگر بیا به حرمت نر گس چشمهاي يك مادر ... ضد پسر تابستونم رفت تو را مي جويم افتتاحيه هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 تيمارستان (رواني هاي سابق)******** دكتر حامد اكسيژن (انتي ضعيفه سابق)(انتي دختر سابق)*********داش علي پارازيت**********ابجي بهار* يكي يدونه***( علی اقا) عشق مانند گل رز است ميشكفد و پرپر مي شود يك سبد لبخند يك لحظه غم .•* *•. .•* مژده و مینا جون.•* *•. .•* برای خدا می نویسم...شاید که عاشقم شود( داش امین گلم) تنهاترینم منو تنها نزار منو خونهي نيلوفري(ابجي ناديا) .... اما خبر نداشتی .... (زي زي) ستاره ي سربي اين خانه سياه است ضد ضد دختر***(گروه هسته اي هومن) دختراي گربه صفت !ممنوع*** ((انفجا دختران در كمتر از 10 ثانيه)) ورژش همیشه ### اعتیاد هرگژ زندگي جاريست ... طرفداران معیـن جاودان صدای ایران دخترانه چشمای بارونی***(محمد)
POWERED BY
BLOGFA.COM طراح قالب SOMAYEH-NAZ |
This Template Designed By
somayeh-naz.
All Rights Reserved